X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

هنر مند و شناوری ارزشها

یکشنبه 4 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 02:27 ب.ظ

 

 

 

سالها پیش در دهه پنجاه با مرحوم محمد حقوقی مصاحبه ای شده بود و در بین سوالات نظرش را در مورد ترانه های روز جویا شده بودند.ایشان در چند جمله کوتاه بدرستی وضعیت و ماهیت این ترانه ها را توصیف کرده بود و اظهار داشته بود:حقیقتا نوعی تصنع و دوگانگی درمتن  این ترانه ها وجود دارند.هرچند متن این ترانه ها مملو از کلماتی چون عصمت، نجابت ، صداقت و صمیمت است اما نمی دانم چرا هنگام اجرا و شنیده شدن جز مفاهیم وقاحت و گناه و دروغ را القا نمی کند .این آمبی والانس و دوگانگی بعدها توسط دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی شناوری نام گرفت به این عنوان که کلمات از بار معنائی تهی شده و معنای اصلی خود را از دست بدهند.این دگرگونی از کلمات به رفتارها و منش ها و مناسبات اجتماعی تسری می یابد و فضائی پر دروغ و تظاهر را پدید می آورد که جز تباهی طبایع و قریحه ها تبعاتی ندارد.تبعاتی که تا  عصر حاضر  با قی مانده و بدلیل دخالت ابزار های ارتباطی و رسانه های گروهی افکار و آرای مردم به نفع اربابان قدرت سمت و سو داده می شود و حقیقت ها مصادره به مطلوب می شود . حال سوال این است که ،هنرمندان مستقل ،چگونه می توانند وظیفهء خطیر خود را انجام دهند.؟چگونه می توان در شناور شدن ارزشها و بی اعتباری مفاهیم و تعبیر وارونه از خوب و بد بر باورهای خود پافشاری کنند  و تسلیم این جو مسموم نشوند؟

اگر در این مهم ،چشممان به پیش کسوتان باشد ،با توجه به تفاوت دنیا و دیدگاههای ما با آنان،آیا کمیتمان همچنان لنگ نمی ماند.پاسخ به این سوال چندان آسان نیست؛جانمایه هدف   هر هنر مند و شاعر  مستقل  بطور کلی ستایش ارزشها و حقیقت ها و نفی ضد ارزش ها و دروغها و زشتی هاست،به نحوی که پنجره ای فراروی ادراک مخاطبان بگشاید و آفاق تازه ای از معرفت را به آنان بنماید.هر چند این تعریف کوتاه و کلیشه ای همه مطلب را ادا نمی کند ولی اگر هر هنرمندی تنها به این حداقل بسنده کند، در محدوده کار خود کاری کرده است کارستان.

متاسفانه  پیشینیان ما که ذهن و زبانشان در دوران مطلق گرائی نشو و نما یافته بود همه چیز را یا سیاه سیاه می دیدند و یا سفید سفید.بر مبنای چنین دیدگاه انعطاف نا پذیر قادر به درک و تجزیه تحلیل بسیاری از معضلهای پیش روی خود نشدند و با عقب ماندن از جنبش های سیاسی و اجتماعی ناچارجز واکنش انفعالی از خود نشان ندادند.لذا اگر امروز یک نوع بدبینی نسبت به فضای روشنفکری وجود دارد تاوان همین واکنش انفعالیست که ایجاد ارتباط اقلیت نخبه را با بدنه عامه مشکل کرده است.

واکنش انفعالی شعر زمان بویژه شعر نو در بر خورد با انقلاب اسلامی و جاماندن آن از تحولات ایجاد شده و رخوت و سستیی که در شاعران بوجود آمد میدان را برای ظهور مجدد شعر کلاسیک باز کرد و شاعرانی که با استفاده غیر امانتدارانه از امکانات شعر نو در قالب غزل هم با نو آوری های ظاهری شاعران جوان را جذب کالای هنری خود کردند و هم با تخطئه نو سرایان فضائی پر از بدبینی نسبت به انان فراهم آوردند .این نسل شاعران حتی اگر در قالبهای نیمائی طبع ازمائی می کردند غرضشان استفاده از این حربه بر علیه نوسرایان بود:

 


 


هنر مند و شناوری ارزشها

 

 

 

سالها پیش در دهه پنجاه با مرحوم محمد حقوقی مصاحبه ای شده بود و در بین سوالات نظرش را در مورد ترانه های روز جویا شده بودند.ایشان در چند جمله کوتاه بدرستی وضعیت و ماهیت این ترانه ها را توصیف کرده بود و اظهار داشته بود:حقیقتا نوعی تصنع و دوگانگی درمتن  این ترانه ها وجود دارند.هرچند متن این ترانه ها مملو از کلماتی چون عصمت، نجابت ، صداقت و صمیمت است اما نمی دانم چرا هنگام اجرا و شنیده شدن جز مفاهیم وقاحت و گناه و دروغ را القا نمی کند .این آمبی والانس و دوگانگی بعدها توسط دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی شناوری نام گرفت به این عنوان که کلمات از بار معنائی تهی شده و معنای اصلی خود را از دست بدهند.این دگرگونی از کلمات به رفتارها و منش ها و مناسبات اجتماعی تسری می یابد و فضائی پر دروغ و تظاهر را پدید می آورد که جز تباهی طبایع و قریحه ها تبعاتی ندارد.تبعاتی که تا  عصر حاضر  با قی مانده و بدلیل دخالت ابزار های ارتباطی و رسانه های گروهی افکار و آرای مردم به نفع اربابان قدرت سمت و سو داده می شود و حقیقت ها مصادره به مطلوب می شود . حال سوال این است که ،هنرمندان مستقل ،چگونه می توانند وظیفهء خطیر خود را انجام دهند.؟چگونه می توان در شناور شدن ارزشها و بی اعتباری مفاهیم و تعبیر وارونه از خوب و بد بر باورهای خود پافشاری کنند  و تسلیم این جو مسموم نشوند؟

اگر در این مهم ،چشممان به پیش کسوتان باشد ،با توجه به تفاوت دنیا و دیدگاههای ما با آنان،آیا کمیتمان همچنان لنگ نمی ماند.پاسخ به این سوال چندان آسان نیست؛جانمایه هدف   هر هنر مند و شاعر  مستقل  بطور کلی ستایش ارزشها و حقیقت ها و نفی ضد ارزش ها و دروغها و زشتی هاست،به نحوی که پنجره ای فراروی ادراک مخاطبان بگشاید و آفاق تازه ای از معرفت را به آنان بنماید.هر چند این تعریف کوتاه و کلیشه ای همه مطلب را ادا نمی کند ولی اگر هر هنرمندی تنها به این حداقل بسنده کند، در محدوده کار خود کاری کرده است کارستان.

متاسفانه  پیشینیان ما که ذهن و زبانشان در دوران مطلق گرائی نشو و نما یافته بود همه چیز را یا سیاه سیاه می دیدند و یا سفید سفید.بر مبنای چنین دیدگاه انعطاف نا پذیر قادر به درک و تجزیه تحلیل بسیاری از معضلهای پیش روی خود نشدند و با عقب ماندن از جنبش های سیاسی و اجتماعی ناچارجز واکنش انفعالی از خود نشان ندادند.لذا اگر امروز یک نوع بدبینی نسبت به فضای روشنفکری وجود دارد تاوان همین واکنش انفعالیست که ایجاد ارتباط اقلیت نخبه را با بدنه عامه مشکل کرده است.

واکنش انفعالی شعر زمان بویژه شعر نو در بر خورد با انقلاب اسلامی و جاماندن آن از تحولات ایجاد شده و رخوت و سستیی که در شاعران بوجود آمد میدان را برای ظهور مجدد شعر کلاسیک باز کرد و شاعرانی که با استفاده غیر امانتدارانه از امکانات شعر نو در قالب غزل هم با نو آوری های ظاهری شاعران جوان را جذب کالای هنری خود کردند و هم با تخطئه نو سرایان فضائی پر از بدبینی نسبت به انان فراهم آوردند .این نسل شاعران حتی اگر در قالبهای نیمائی طبع ازمائی می کردند غرضشان استفاده از این حربه بر علیه نوسرایان بود:

 

من خوب یادم هست

روزی که ((روشنفکر

درکافه های شهرپرآشوب

دورازهیاهوها عرق می خورد

با جانفشانی های جانبازان

تاریخ یک ملت ورق می خورد!

 

 

این طور بود که فضائی نه چندان مساعد و سرشار از بی اعتمادی نسبت پیروان جریان اصیل شعر نو ایجاد شده و چسباندن انگهای سیاسی و فرقه ای خواه نا خواه مخاطبان را واداشته تا با در فضائی پر سوء ظن با این آثار مواجه شوند.

 

 

مهمترین کاری که در این خصوص می توان کرد اینست که در چارچوب باورهای خود تجدید نظر کنیم و ارزشها را در نسبیت با پدیده ها باز تعریف کنیم . دربسیاری از مواقع می بینیم که در مورد خاصی با فردی اختلاف نظر داریم ،در عین حال هر کداممان با تاویل و تفسیر خود ادعا می کنیم که حق با ماست و دیگری در اشتباه است.همچنان که به ازای هر مسیحی یک انجیل وجود دارد که بر مبنای ذهنیت آن مسیحی معنا می شود، به اندازهء آحاد بشر حقیقت وجود دارد!حتی این مسئله در تاریخ نیز وجود دارد:از دیدگاه ما نادر شاه افشار یکی از بزرگمردان بوده که ایران را از سلطه ء افغانیها نجات داده و با لشگرکشی به هند مراتب استعداد نظامی خود را نشان داده است ولی از دیدگاه مورخان هندی نادر شاه خونخواری بوده که دستور قتل عام در دهلی را صادر کرده و در یک روز ۲۰۰۰۰۰نفر را از دم تیغ گذرانده است!

پایبندی به این امر،به ما این امکان را می دهد که در برخورد با هر پدیده ای یک طرفه به قضاوت نرویم و سعی کنیم مسائل را از ابعاد گوناگون تجزیه و تحلیل کنیم و مرعوب فضاسازی های عوام فریبانه نشویم.

ساده کردن مسائل برای خود و قرار دادن آنها در طیف سیاه و سفید بسیار آسان است و زحمت زیادی نمی برد.تنها اشکال آن در این است که ممکن است در تعیین سمت و سوی قطب های مثبت و منفی اشتباه کنیم.!

بدلیل پیچیدگی زندگی امروز بشری و پیچیدگی قوانین و عرف و عادات،هر پارا متری با پارامترهای متعددی ارتباط تنگاتنگ دارد و نظر دادن در مورد آن بدون در نظر گرفتن این ارتباطات جز نظری خام و ابتدائی نخواهد بود.

دومین کار ،تعریف ارتباط خود با ارباب قدرت و ابزار های تبلیغاتی آن است. نگاه ارباب قدرت به حلقه هنرمندان نگاهی ابزاری است و  در بهترین حالت از آنان به عنوان پیاده نظام تبلیغاتی استفاده می کنند.؛این چیزی است که با کار  هنرمند منافات دارد.نمی توان از یک سو ادعای ادب و هنر کرد و از سویی به رصد اخبار پرداخت و به مقتضای هر خبری شعری مناسبتی نوشت و در جراید کثیر الانتشار چاپ کرد.بقای این اشعار به اندازه بقای خبرهای روزمره  این روزنامه های کثیر الانتشار است و چون از اندیشه و دردی انسانی نشات نگرفته خلق نشده فراموش می شود.همراه شدن با وقایع و حوادث روزمره و اظهار موضع در هر چند در قالبهای موزون و پرداخت شده دفتر شعر ما را به سر تیتر جراید کثیر الانتشار تبدیل می کند با همان خاصیت یکبار مصرف و گذرای آن.آنچه برای ما مهم است بر جسته مردن و بر کشیدن مفاهیم انسانی و عاطفی و معنویت فراموش شده است که در فقدان آن فجایع انسانی رخ می دهد.

در عین حال نباید در تنزه طلبی آنقدر افراط کرد که حالت زاهدی را تداعی کنیم که برای پرهیز از هر شائبه ای به دامن کوه پناه ببرد و کوه نشینی را بر شهر نشینی ترجیح دهد.ما جدا از جامعهء مدنی و پیچیدگی های آن نیستیم و افکار و آرای ما خواه نا خواه از نوسانات آن متا ثر می شود.افراط در تنزّه طلبی ما را از معادله حذف می کندو دامنه تاثیر ما را بر افکار عمومی تنزل می دهد.پسندیده نیست که زمانی که هزار معضل و درد وجود دارد هم و غم ما مصروف بازی های کلامی و تفنن های ذوقی باشد.

سوم اینکه هر هنر مندی از آبشخور فکری و ایدئو لوژی خاصی بهره برده و بدان تعلق خاطری دارد و قضاوت خود را از دریچهء آن ایدئو لوژی انجام می دهد.نمی توان با ادعای بی طرفی ریا کارانه داوری کرد چرا که صداقت نیز جزء لاینفک مولفه های هنریست.با ید در این خصوص راه میانه را برگزید.نه آنچنان رفتار کرد که ما را به قضاوت یک طرفه متهم کنند ونه آنچنان ریا ورزید که مارا به عدول از مواضع خود منتسب کنند..

 

چهارم آنکه خط قرمزهای ما با ید تنها آن اصول لا یتغیر اخلاقی باشد که عموم مکاتب فکری و اخلاقی در باب آن اجماع نظر دارد.در این صورت است که می توان در مواجهه با هر فرایند موضعی برگزید که باز خورد تحلیل مثالی ما بر مبنای این خطوط قرمز مشترک است و مناقشه پذیر و تاویل بردار نیست.ا

این دیدگاه و استنباط شخصی بی کم و کاست نیست ولی به قول مولانا:

 

آب دریا را اگر نتوان کشید/هم به قدر تشنگی باید چشید

 

 

محمدرضا راثی پور

نظرات (15)
یکشنبه 4 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 05:28 ب.ظ
سلام استاد
من فکر می کنم که یک بدی همه ی ما// همه کم و بیش داریم //
همین است که مطلق گرا هستیم. در بیان عشق مطلق گراییم . در بیان نفرت مطلق گراییم. هیچوقت حقایق را بطور صحیح و واقعی = نسبی نمی بینیم. این درد بی درمان ما شده . اگر سیستمی را دوست داریم از انتقاد به آن به دشمنی تعبیر می کنیم و اگر آن را نمی خواهیم همه چیزش را بد میدانیم حتی خوبی هایی که دارد. عذابیست الیم در باره ی مشکلات فرهنگی فکر کردن.
چیزهای زیادی آموختم سپاس فراوان.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 5 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 12:28 ب.ظ
سلام. زنده باشید. به ما هم سری بزنید.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 5 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 02:00 ب.ظ
سلام.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 5 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 02:53 ب.ظ
سلام استاد و برادر خوبم
ممنونم از بنده نوازی شما. در پناه حق شاداب بمانید.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 5 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 09:13 ب.ظ
با سلام خدمت استاد عزیز
البته در مورد سخنی که فرمودید جای بحث نیست هرکجا اصالت به هر دلیل کندی کرده رذالت جایش را با بیرحمی و وقاحت گرفته.
بروزم با پاسخ به انتقادات دوستان در مطلبی مفصل در باب وضعیت کلی کشور و منتظر شرکت ارزشمندتان در این بحث
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 12:33 ق.ظ
سلام آقای دکتر.
نقدی بنیادین و صادقانه و کارساز از شما خواندم.
قلمتان همواره پویا.
و اعیاد این روزها بر شما مبارک.
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 09:19 ق.ظ
درود بر شما و عذر تقصیر به جهت سهل انگاری در عرض ارادات.
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 02:50 ب.ظ
سلام.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 7 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 01:25 ق.ظ
selam selam Aghae Dr. Yasha.chokh yasha.
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 8 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 12:44 ق.ظ
سلام
کجائی
به منم سر بزن
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 8 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 11:07 ق.ظ
این سر نزدن لابد متقابله برادر چون من همه کسایی که برای پست قبلیم کامنت گذاشته باشن رو سر میزنم شما لابد کامنت نمیذاری خب!
این نکته تناقضی که محمد حقوقی گفته بود خیلی جالب بود
همچنین رباعی دوم صفربیگی
ممنون که رفاقتمون رو یادآوری کردی
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 8 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 04:15 ب.ظ
درود بر شما استاد فرهیخته!

نقدتان بسیار عالی بود!
قلم تان همواره نویسا باد!

با احترام دعوتید به این سرای! برای نقد دو پست!
خوش حال می شوم دیدگاه متین تان را درباره ی این دو شعر (دانه... برداشت ۱ و ۲) بدانم استاد!

سبز باشید و مانا!
امتیاز: 0 0
جمعه 9 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 12:20 ق.ظ
سلام
بار معنایی کلمات این فدر عوض شده که مثلا غلط نامه کدخدا درست کرده اند بجای لغت نامه دهخدا
همه چیز وارونه شده
حتی خط قرمز ها
امتیاز: 0 0
جمعه 9 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 01:31 ب.ظ
سلام و درود استاد ارجمند .....
نوشته ارزشمندتان بی نهایت قابل تامل بود ...به نظرم نه تنها در زمینه ادبیات و شعر که در هر زمینه ای اگر اندیشه ی خویش را مستقل از دیگر اندیشه ها بیان کنیم و البته از جمع اندیشه هابهره ببریم می توانیم وظیفه ای ارزشمند را انجام دهیم و آن تثبیت ارزش هاست ...تابع شرایط و جو جامعه نشدن و تنها برای خود واژه ها و تفکرها سرودن عالیست ....به نظرم هیچ گاه نمی شود سفارشی شعر گفت یا فکر کرد ....

ممنونم از شما
امتیاز: 0 0
یکشنبه 11 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 12:25 ق.ظ
جای استادان بزرگ ترانه سرا چون رهی ترقی خالی
روحشان شاد
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام : ایمیل : وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد