سیولیشه مجله ای الکترونیکی است که به حوزۀ فرهنگی-هنری متعلق است و محلی است برای معرفی و عرضۀ آثار نیمایی. سیولیشه به صورت خصوصی اداره میشود و وابسته به هیچ نهاد دولتی یا غیر دولتی نیست. این وبسایت دست همۀ شاعران نوسرا را به گرمی میفشارد و از حضور همه استقبال میکند. تنوع و تکثر مورد حمایت سیولیشه است، اما سیولیشه لزوما مؤید همۀ آرای نویسندگان خود نیست.
این وبسایت به هیچ وجه وارد مباحث مستقیم سیاسی نخواهد شد. تنها هدف ما در این مجله اینترنتی روشن نگاه داشتن چراغ شعر نو با ارائه آثار گزیده و زیباست. ملاک ما نیز اولاً شعر نیمایی و ثانیاً شعریت شعر است.
کسانی که مایل به همکاری با ما هستند، می توانند آثار خود را به ایمیل داده شده در زیر بفرستند تا پس از بررسی مورد استفاده قرار گیرد.
ssiolishe@gmail.com
منتظر حضور و نظر سازنده شما هستیم.
ادامه...
در جنگهای ایران و روس که فرماندهی
جنگ با عباس
میرزا ولیعهد فتحعلی شاه بود در ابتدا اوضاع به نفع ایران پیش رفت و این بدلیل
پشتیبانیی بود که از تهران میشد. دراین وسط عده ای چاپلوس بادنجان دورقاب
چین، شاه را ترساندند که ممکن است بااین پیروز شدن
ها خیالاتی به سر عباس میرزا بیفتد و او شاه را برکنار کندلذا فتحعلی شاه
او را ساپورت نکرد و کار به وخامت کشید.عباس میرزا یکی ازندیمان مخصوص
خود را که فرد لایقی هم بود خدمت شاه فرستاد تا او را درجریان گزارش
کار قرار دهد.او پس از رسیدن به خدمت شاه و توضیح مفصل وضعیتدرخواست کمک
فوری از تهران کرد.فتح علی شاه که با بی حوصلگی به حرفهای اوگوش می داد در
پاسخ گفت که چرا گوشهایت که باید برسم ادب زیر کلاه باشدبیرون مانده
است. ندیم که اتفاقا آدم حاضر جوابی بود گوشهایش را زیر کلاه
گذاشت وتعظیمی کرد و گفت قبله عالم به سلامت باد اگر مشکل ما در جنگ روسیه با گوشهای من حل می شود این هم
گوشهای من
2
مرحوم ملک
المتکلمین که از روحانیون آزادی خواه
زمان قاجار بود و جان خود را در این راه از دست داد پیش از این که به نهضت مشروطه
بپیوندد از وابستگان ظل السلطان شاهزاده قاجاری بود.روزی از او دلیل
تغییر رویه اش
را پرسیدند گفت:در ملازمت شاهزاده از اندرونی دیدن می کردیم و گروهی از خدمتکاران
مشغول گرفتن گلاب بودند خدمتکار پیری که از قدیم می شناختم قربان صدقه ء شازده
رفت.ظل السلطان با عصبانیت او را به دروغ گوئی متهم کرد و وادار کرد که اگر راست
می گوید دستانش را در آب جوشان دیگ فرو کند.پیرمرد بیچاره دستانش سوخت و تا مدتها
از درد دستهایش می نالید.دیدم خدمت در دستگاه چنین جائر بی منطقی جایز نیست.
3
در جنگهای ایران و روس که فرماندهی
جنگ با عباس
میرزا ولیعهد فتحعلی شاه بود در ابتدا اوضاع به نفع ایران پیش رفت و این بدلیل
پشتیبانیی بود که از تهران میشد. دراین وسط عده ای چاپلوس بادنجان دورقاب
چین، شاه را ترساندند که ممکن است بااین پیروز شدن
ها خیالاتی به سر عباس میرزا بیفتد و او شاه را برکنار کندلذا فتحعلی شاه
او را ساپورت نکرد و کار به وخامت کشید.عباس میرزا یکی ازندیمان مخصوص
خود را که فرد لایقی هم بود خدمت شاه فرستاد تا او را درجریان گزارش
کار قرار دهد.او پس از رسیدن به خدمت شاه و توضیح مفصل وضعیتدرخواست کمک
فوری از تهران کرد.فتح علی شاه که با بی حوصلگی به حرفهای اوگوش می داد در
پاسخ گفت که چرا گوشهایت که باید برسم ادب زیر کلاه باشدبیرون مانده
است. ندیم که اتفاقا آدم حاضر جوابی بود گوشهایش را زیر کلاه
گذاشت وتعظیمی کرد و گفت قبله عالم به سلامت باد اگر مشکل ما در جنگ روسیه با گوشهای من حل می شود این هم
گوشهای من
2
مرحوم ملک
المتکلمین که از روحانیون آزادی خواه
زمان قاجار بود و جان خود را در این راه از دست داد پیش از این که به نهضت مشروطه
بپیوندد از وابستگان ظل السلطان شاهزاده قاجاری بود.روزی از او دلیل
تغییر رویه اش
را پرسیدند گفت:در ملازمت شاهزاده از اندرونی دیدن می کردیم و گروهی از خدمتکاران
مشغول گرفتن گلاب بودند خدمتکار پیری که از قدیم می شناختم قربان صدقه ء شازده
رفت.ظل السلطان با عصبانیت او را به دروغ گوئی متهم کرد و وادار کرد که اگر راست
می گوید دستانش را در آب جوشان دیگ فرو کند.پیرمرد بیچاره دستانش سوخت و تا مدتها
از درد دستهایش می نالید.دیدم خدمت در دستگاه چنین جائر بی منطقی جایز نیست.
3
مرحوم حسینی ملقب به سعدی زمان از
شاعران نوحه سرای تبریز بود که مراثی سوزناکی در منقبت ائمه بویژه شهدای کربلا
سروده است.روزی برایش فرصتی دست داد تا به محضر استاد شهریار برسد.استاد
با شنیدن اشعار سوزناک او بسیار منقلب شد و ضمن تعریف از مراثی او گفت که حتما
هفته ء بعد هم سری به شهریار بزند و با اشعار مذهبیش او را به فیض برساند.
هفته بعد شاعر
مذکور بدون اینکه اطلاعی از خلقیات متغیر شهریار داشته باشد سر ساعت به خانهء
شهریار آمد و دق الباب کرد.پسر شهریار پس از مدتی تاخیر در را باز کرد و وقتی
اصرار حسینی را به ملاقات با شهریار دید گفت که فعلا خلق استاد مناسب نیست و بهتر
است فرصت دیگری بیاید.حسینی با تاکید گفت:
به شهریار بگو
که سعدی زمان آمده است
شهریار که از
پنجرهء بغلی شاهد بگومگوی آنان بود پنجره را ناگهان باز می کند و می گوید:
مرد حسابی من
حافظ زمانم کسی برایم تره خرد نمی کند.تو سعدی زمان شدی که چکار کنی.
4
صادق خلخالی که با قضاوتهای جنجالیش در اوائل انقلاب حرف و
حدیثهای زیادی را در باره خود بر انگیخته بود سالها پیش اقدام به چاپ خاطرات خود
ابتدا در روزنامه سلام و سپس در دو مجلد کرد.بدلیل ادعاهای بی اساس و گاه غیر
منطقی ایشان در همان روزنامه سلام جوابهائی نوشته شد.در این میان جوابی که ابراهیم یزدی دبیر کل فعلی نهضت آزادی برای ایشان نوشته بود جالب توجه
بود.یزدی در پاسخ ادعای خلخالی که گفته بود در اولین برخورد با ابراهیم یزدی متوجه
شدم که بعدا با او دچار مشکل خواهم شد چنین پاسخ داده بود:در باره ملاک قضاوت شما
در باره افراد بیش از این نمی توان انتظار داشت شما که در حین مسافرت به پاریس می
فرمائید با یک نفر خارجیآشنا شدمکه از طریق زبان اشاره مقصود خود را به هم
انتقال می دادیم و فهمیدم آدم خوبیست.بعد در یک برخورد با من مرا آدم بدی تشخیص
دادید چرا که با خانمها دست می دادم و همسرم بطور کامل حجابش را رعایت نمی کرد..
کاش به یاد
میآوردید که در پاریس با اساتید دانشگاه و افراد محترم و تحصیل کرده ای که وظیفه ء
پذیرائی از مهمانان را داشتند مثل خدمتکار رفتار کردید و سر یک پیاز اضافی چه الم
شنگه ای به راه انداختید و ملاحظه احترام و وقار لباس روحانیت را نکردید .به قول شاعر
گر می نخوری
طعنه مزن مستان را
بنیاد مکن تو
حیله و دستان را
تو غره بدان شدی
که میمی نخوری
صد کار کنی که
می غلامست آن را
قلم زن
سه شنبه 6 مهر1389 ساعت: 0:33
خواندنی بودند بهراستی... افسوس که فراموش میشوند زنده باد
سرویس وبلاگدهی فوق پیشرفته وبلاگر دات نت کوتاهترین آدرسها را برای خود ثبت کنید زیباترین قالب ها امکانات جدید و بیشتر از بلاگفا Yourname.webloger.net جایزه Yourname.ir بدون تبلیغات http://webloger.net/
نویسنده: وب سایت رایگان برای شما
سه شنبه 6 مهر1389 ساعت: 13:5
سلام . وبلاگت قشنکه . معلومه روش وقت گذاشتی اما حیف که جاش کمه و بیشتر از این نمیتون یروش کار کنی . من بهت پیشنهاد می کنم یه سایت راه اندازی کنی ا کلی امکاناتو فضای بیشتر . برا یهمینم یه جا میشناسم که سایت + هاست + دامنه رایگان داره میده زود باش تا دیر نشده شما هم سایت خوتو ثبت کن . امید وارم دفعه به لینک موفقییت تو سایت رو هم ببینم www.hostkaran.com
سنجش قصیده ای از سید محمدهادی حسینی جهان آبادی و متن کامل مجاوبه با او
از
آنجا که برخی سرایندگان از نمایش دادن نقد و نظرات دیگران در وبلاگشان
سرباز زده و بادستکاری و تحریف نظرات را برای شاگردان و دوستانشان نمایش
میدهند در این وبلاگ نظرات و مجاوبات کامل در پیرامون نقد برخی سروده ها
به نمایش گذاشته می شود
از ارسال نظری برای جهان آبادی در وبلاگش و در پاسخ او که قصیده ای دارد:
چه مطالب ونکته های بسیار ارزشمند و آموزنده ای....که برایم اکثرا تازگی داشت وبر اطلاعات تاریخیم اضافه شد....تنوع در درج مطالب تان حکایت از حسن سلیقه دارد ....................... سلام بزرگوار صمیمی به
خلوت تنهاییم در این عصر دلتنگی خوش آمدی عزیز صمیمی..قلم وقدمت سبز و
معطر..دوستیت پایدار...دراین فصل پاییز، بهــــــاری آمدی تا گــــل شکفتم
سلام. این هم نظری ست. انشاالله نقد و شعرت آنقدر رشد کند که نظراتت برای هر شاعری با اهمیت باشد. سلام مجدد.انشا الله شخصیت شما هم آنقدر رشد کند که شاعر باشید و انتقاد پذیر
حکایاتی تلخ و عبرت آموز بودند.
دکتر حکیمی کتاب دارد تحت عنوان (هزار ویک حکایت تاریخی) که شبیه به این
حکایات است قریب به یقین مطالعه فرموده اید اگر تا کنون فرصت دست داده
حتما این کتاب را مطالعه فرمایید.
سلام حکایات جالبی بود خصوصا اخریش اما یک نکته هست
همیشه حاملان پیام های زیبا عاملان به ان نیستند مثل امروز که خیلی ها در
دنیا همه را به شعارهای دلفریب دعوت واعمال دلشکن انجام می دهند والعاقبة للمتقین
حیف وقت نیست که برای ع.ق این شاعر دستمال کش نان به نرخ روز خور صرف کنی. اینها کرمهائی هستند ک انگل وار از درخت ادبیات تغذیه می کنند و جز قاذورات از خود بجای نمی گذارند
استاد تاریخ پراز پند و عبرت است و قول مشهور اینکه
گذشته چراغ راه آینده است ولی ما متاسفانه ملت پندبگیری نیستم ایراد از
ماست نه تاریخ و بزرگترین اشکال کار ما عدم مطالعه و عبرت گرفتن است
نویسنده: رضا رشیدی
یکشنبه 11 مهر1389 ساعت: 11:7
وقت تلاوت توست ای جبرئیل نگاه کاین چشم های سیاه قرآن جنّ و پری ست