X
تبلیغات
رایتل

دمتان قیژ/حسن رجب نژاد



یکی دو سال پیش ؛ یکی از همولایتی هایمان  برای مان یک نامه فرستاده بود . خواستیم نامه اش را بخوانیم دیدیم سر در نمی آوریم . بگمان اینکه ممکن است سواد مان نم کشیده باشد  گرفتیمش جلوی آفتاب .اما باز چیزی از آن حالی مان نشد .

رفیق مان عباس آقا - که ماشاالله هزار ماشاالله عینهو گاو حاج میرزا آغاسی است و سرش را همه جا فرو میکند - کنار مان نشسته بود . نامه را نشانش دادیم و کلی هم پیزر لای پالانش گذاشتیم و گفتیم :

عباس آقا جان ! قربان شکل ماه تان برویم ما ؛ میشود این نامه را برای مان بخوانید ؟؟

عباس آقا آمد و نامه را بالا پایین کرد و هی از چپ به راست و از راست به چپ چرخاند و چیزی دستگیرش نشد .

برگشت به ما گفت : آقای گیله مرد ! شما مطمئن هستید که این نامه بفارسی است ؟؟!!

گفتیم : عباس آقا جان ! قربان شکل ماه تان برویم !نامه ای که از ایران آمده باشد علی القاعده باید به فارسی باشد مگر آنکه در این سی  و چند سالی که ما نبودیم زبان همولایتی هایمان تغییر کرده و به زبان چین و ماچین حرف میزنند که ما از آن بی خبریم !

درد سرتان ندهیم ؛ نامه را به چند تا آدم سواد دار تر از خودمان نشان دادیم و بینی و بین الله هیچکی از آن سر در نیاورد !

خلاصه ؛ مجبور شدیم نامه را به فرستنده اش بر گردانیم و برایش نوشتیم : تصدق تان بشویم  ! اگر زحمتی نیست این نامه را به فارسی بنویسید چونکه ما تا روباه شده بودیم به چنین سوراخی در نمانده بودیم . اگر هم عجالتا به میمنت و مبارکی  فارسی از یادتان رفته است قبول زحمت بفرمایید و آنرا به همان انگریزی بی صاحب شده مرقوم بفرمایید تا ما بدانیم مقصود تان چیست و چه خدمتی از دست مان ساخته است .

حالا یکی دو سالی از این قضیه میگذرد و آن آقای همولایتی هم عطای نامه نگاری را به لقایش بخشیده و دیگر نامه پراکنی نمی فرماید . در عوض  خودمان مانده ایم سفیل و سر گردان که : خدایا ! این دیگر چه زبانی است که هموطنان ما با آن صحبت میفرمایند ؟؟!!

توی این فکر و خیالات بودیم که توی حافظه کامپیوتر قدیمی مان یک فقره "" فرهنگ واژگان جواتی " پیدا کردیم و تازه حالی مان شد که چرا ما از نامه رفیق همولایتی مان سر در نمی آورده ایم .

حالا که به میمنت و مبارکی یکی از آن جوات های فرد اعلا به همت امت اسلام  مقام ریاست جمهوری ایران را دارد   و قرار است باز هم به میمنت و مبارکی دبیر کل سازمان ملل بشود  !! بهتر آن دیدیم که چند تا از این واژه های جواتی را برای تان نقل کنیم بلکه روزی روزگاری به کارتان بیاید که از قدیم گفته اند : آدم عاقل دیوار شکسته را هم برای روز مبادا نگهمیدارد !!

" فرهنگ واژگان جواتی ......"

زاق و زوق ..........= بچه

باجی خیرم ده ......= گدا بازی

آش امام زین العابدین بیمار = غذای آبکی

فرمایش بطری است ......= مست است

آمیز والده ..................=مادر

اهل نم ....................= روسپی

یکی دو سال پیش ؛ یکی از همولایتی هایمان  برای مان یک نامه فرستاده بود . خواستیم نامه اش را بخوانیم دیدیم سر در نمی آوریم . بگمان اینکه ممکن است سواد مان نم کشیده باشد  گرفتیمش جلوی آفتاب .اما باز چیزی از آن حالی مان نشد .

رفیق مان عباس آقا - که ماشاالله هزار ماشاالله عینهو گاو حاج میرزا آغاسی است و سرش را همه جا فرو میکند - کنار مان نشسته بود . نامه را نشانش دادیم و کلی هم پیزر لای پالانش گذاشتیم و گفتیم :

عباس آقا جان ! قربان شکل ماه تان برویم ما ؛ میشود این نامه را برای مان بخوانید ؟؟

عباس آقا آمد و نامه را بالا پایین کرد و هی از چپ به راست و از راست به چپ چرخاند و چیزی دستگیرش نشد .

برگشت به ما گفت : آقای گیله مرد ! شما مطمئن هستید که این نامه بفارسی است ؟؟!!

گفتیم : عباس آقا جان ! قربان شکل ماه تان برویم !نامه ای که از ایران آمده باشد علی القاعده باید به فارسی باشد مگر آنکه در این سی  و چند سالی که ما نبودیم زبان همولایتی هایمان تغییر کرده و به زبان چین و ماچین حرف میزنند که ما از آن بی خبریم !

درد سرتان ندهیم ؛ نامه را به چند تا آدم سواد دار تر از خودمان نشان دادیم و بینی و بین الله هیچکی از آن سر در نیاورد !

خلاصه ؛ مجبور شدیم نامه را به فرستنده اش بر گردانیم و برایش نوشتیم : تصدق تان بشویم  ! اگر زحمتی نیست این نامه را به فارسی بنویسید چونکه ما تا روباه شده بودیم به چنین سوراخی در نمانده بودیم . اگر هم عجالتا به میمنت و مبارکی  فارسی از یادتان رفته است قبول زحمت بفرمایید و آنرا به همان انگریزی بی صاحب شده مرقوم بفرمایید تا ما بدانیم مقصود تان چیست و چه خدمتی از دست مان ساخته است .

حالا یکی دو سالی از این قضیه میگذرد و آن آقای همولایتی هم عطای نامه نگاری را به لقایش بخشیده و دیگر نامه پراکنی نمی فرماید . در عوض  خودمان مانده ایم سفیل و سر گردان که : خدایا ! این دیگر چه زبانی است که هموطنان ما با آن صحبت میفرمایند ؟؟!!

توی این فکر و خیالات بودیم که توی حافظه کامپیوتر قدیمی مان یک فقره "" فرهنگ واژگان جواتی " پیدا کردیم و تازه حالی مان شد که چرا ما از نامه رفیق همولایتی مان سر در نمی آورده ایم .

حالا که به میمنت و مبارکی یکی از آن جوات های فرد اعلا به همت امت اسلام  مقام ریاست جمهوری ایران را دارد   و قرار است باز هم به میمنت و مبارکی دبیر کل سازمان ملل بشود  !! بهتر آن دیدیم که چند تا از این واژه های جواتی را برای تان نقل کنیم بلکه روزی روزگاری به کارتان بیاید که از قدیم گفته اند : آدم عاقل دیوار شکسته را هم برای روز مبادا نگهمیدارد !!

" فرهنگ واژگان جواتی ......"

زاق و زوق ..........= بچه

باجی خیرم ده ......= گدا بازی

آش امام زین العابدین بیمار = غذای آبکی

فرمایش بطری است ......= مست است

آمیز والده ..................=مادر

اهل نم ....................= روسپی

آمیز قلمدون ...............= ادم شق و رق

خر مگس معرکه ...........= مزاحم

خاله واق واق ..............= پیر زن پر حرف

پسر خاله دسته دیزی .....= فامیل دور

موکل آب فرات .............=آدم اخمو

آب اماله ....................= آنکه زیاد میآید و میرود

نبود آباد ....................= روستای ویران

فضول آقاسی .............=آدم کنجکاو

قاقا لی لی ................= رشوه

آچار فرانسه ...............=آدمی که به درد هر کاری میخورد

سگ پا سوخته ............= هرزه گرد

فحش بی باندول ...........=فحش ناموسی

کاکای حاج مم زمان .......= دروغگو - آنکه سوگند بی جهت می خورد

کوچه نسیه خور ها ........= کوچه پرت و کم رفت و آمد

یقنعلی بقال ...............= آدم بی سر و پا

فصاحت السلطان ..........= لال

عین السلطان ..............= کور

بیکار الدوله حاکم خندق ...= آدم بیکار و فضول

تاپاله بند پهن پا زن .........= آدم بی ارزش

جن بو داده .................= رذل

پیزی افندی ...............= آدم مافنگی

رستم در حمام ............= مافنگی پر مدعا

شمر خوانی کردن ........= تهدید بیجا

کنیز حاج ملا باقر..........= پیر زن پر گو

آنتن زیر هشت ...........= جاسوس

آژان دلهره ................= مامور امنیتی

فحش پاستوزیره .........= ناسزای مودبانه

بخت النصر ...............= آدم بد اخلاق

آفتابه دم خلا ............= آدم مزاحم

به قیمت صلوات خریدن ..= مفت . مجانی

آیینه دق ..................= عبوس

نوه اتور خان رشتی ....کسی که ادعای ثروت میکند

بیسکویت ...............= آدم شیرین سخن

پسته ....................= زن بد کاره

پلفسل ..................= پروفسور . تحصیلکرده

جسد ....................= آدم ضعیف و زپرتی

دکل ......................= آدم تنومند

دنده اش جا نمیره .......= نمی فهمد

رپتو پتو ...................= صداش رو در نیار

آناناس ...................= مرد زن نما 

اصغر یه لامپ ...........= آدمی که یک چشمش نابیناست

بهداری ...................= آدم تر و تمیز

زال ممد ..................= خلافکار

سوسک کردن ...........= آبروی کسی را بردن

سه سوت ...............= فوری

عهد قیف علیشاه ......= قدیمی

قالپاق ...................= باسن

کل عباس ................= روستایی

کویره .....................= نایاب است . نیست

گلابی ....................= آدم هالو

گوشتکوب ...............= تلفن دستی

نخود مغز .................= کم عقل

هزار و سیصد و احمد شاه ...= قدیمی

یوخ بابا .....................= بی خیال

یول تپه .....................= جای دور افتاده

حصیر است و ممد نصیر ...= فقیر

 

حالا اگر خودتان هم از این واژگان جواتی بلدید برای مان بفرستید تا لیست مان کامل بشود

دم تان غیژ .......یعنی ممنون !!!

نظرات (5)
حال دادی اساسی
ممنون
در روزگار میرزا قشم شم خان باید ما هم جواتی صحبت کنیم
دیدی همه کور تو هم کور
امتیاز: 0 0
دوشنبه 17 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 06:28 ب.ظ
درود بر جناب رائی پور .
بله پارسی را پاس بداریم و زبان جواتی را استفاده کنیم . در جامعه ما شعبان بی مخ ها و افراد لمپن جایگاه ویژه و بر جسته ای دارند . خداوند دمشان را گرم بدارد و لش بدقواره آن ها را فربه تر کند ! محمود عزیز فقط با چیز خوردن رابطه دارد و باید لیست آن را در صدر جدول جواتی ها نوشت .
دم تان غیژ
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 18 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 11:57 ق.ظ
درود بر شما
سبک نثر شما مرا یاد نوشته های جلال آل احمد انداخت!
شیرین، صریح، طنز و انتقادی که خواننده را تا پایان داستان همراهی می کند. اصطلاحات جدیدی هم آموختم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 19 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 09:32 ب.ظ
درود بیکران استاد گرامی!
عجب دایره ی وسیعی دارد واژگان وطنی!!!
طنز بسیار زیبا و صریحی بود...
ممنون ! منظورم همان دم تان غیژ بود!!!

پاینده باشید و سبز!
امتیاز: 0 0
شنبه 22 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 06:22 ق.ظ
سلام

با گزارشی ویدیوئی از مراسم اختتامیه جشنواره شعر «اسلامچیلار» ـ تبریز ۱۲/۰۷/۱۳۹۱
بروزم.

یا حق
امتیاز: 0 0
شنبه 22 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 07:31 ب.ظ
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نظر بدهید
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد