X
تبلیغات
رایتل

از هر دری سخن
ادبی -فرهنگی 
قالب وبلاگ



یکی از اولین شاعران حرفه ای و اسم و رسمدار که با ایشان آشنا شدم مرحوم محمد سهرابی متخلص به صدیق بود که همکار اداری برادر بزرگم بود و  متاسفانه در اوائل فروردین ماه امسال دار فانی را وداع گفت..ایشان علاوه بر شاعری به چندین هنر دیگر آراسته بود وخط  نستعلیق را بسیار زیبا می نوشت.روزی در خدمت ایشان بودم و شعری را که به شیوه  نستعلیق نوشته بودند برایم خواندند.بنده نیز به عنوان اظهار نظر گفتم :زیبائی شعر وقتی که با این خط زیبا نگاشته شود دو چندان می شود.جناب صدیق تبسمی کردند.چندی نگذشت که به جمع ما جناب سئوینج –شاعر ترکی سرا-اضافه شدند و بحثی در مورد هدف هنر مند از آفریدن اثر هنری شد که در بین بحث آن مرحوم با اشاره به تعریف من گفت: یک جنبه مهم نیاز هنرمند به جلب تحسین است. چه رضایتی بالاتر از این که من آثار خود را در معرض نقد و داوری دوستان قرار می دهم و دوستان با تحسین و تشویق خود موجب استمرار کار من می شوند.

بر اساس این دیدگاه متین و قابل تامل شاید دلیل تداوم این وبلاگ و رسیدن به پنج سالگی همین جنبه باشد.بنده این وبلاگ را در سال 87 با سیستم ورد پرس و در آدرس azhardarisokhan.com  شروع کردم که بدلایل فنی و قطع و وصلهای پیاپی و گاه عدم امکان ورود به سیستم ازسال 88 از  سرویس بلاگفا استفاده کردم که متاسفانه این سیستم هم بدون اشکال نبود و در مواجهه با فضای پر التهاب سال 88  گاه وبلاگی بدون دلیل مسدود می شد لذا احتیاطا وبلاگی یدکی را در بلاگ اسکای درست کردم و مطالبم را همزمان در آن وبلاگ هم انتشار می دادم.و این نوشتن با توجه به تشویقها و اقبال دوستان همچنان ادامه داشت تا سال 90.که متاسفانه وبلاگم در بلاگفا که پیج رنک بالائی هم داشت هک شد و محلی شد برای تبلیغ دستگاه ماساژور و گوشواره های مغناطیسی کاهش وزن!

برغم پیگیری ها و نامه نگاری های فراوان مدیر محترم سایت بلاگفا ترتیب اثری نداد تا اینکه اخیرا این وبلاگ را در بلاگفا مسدود کرده است که لازم است از این اقدام هرچند دیررس اما لازم ایشان تشکر کنم.

این محیط مجازی هر ایرادی هم داشته باشد باز محلی است برای طرح دیدگاهها و دغدغه ها و آشنائی با دوستانی که با ا ختصاص وقت خود حقیر را شرمنده می کنند.

دوستان فرهنگ دوست و شاعران عزیزی که نظر هر کدامشان برایم عزیز است و محترم .

روی هم رفته پدیده وبلاگ نویسی پدیده مبارکی ست که ظاهرا تا آنجا که اطلاع دارم در هیچ کشوری مانند ایران  مورد استقبال قرار نگرفته است.شاید دلیل آن طرح آزادانه دیدگاههائی است که در جامعه تک صدائی امروز امکان بازتاب ندارد.از سوئی این پدیده تمرینی است برای فرا گیری آداب گفتگو آنهم در جامعه ای که بزرگان و مصادر امر اکثرا متکلم وحده بودند .البته هنوز این روا داری کاملا نهادینه نشده است و راهی طولانی در پیش است .به عنوان حسن ختام می خواستم با ذکر خاطره ای از وبلاگ نویسی مطلبم را به پایان ببرم.

 در اوائل که وقت زیادی برای وبگردی صرف می کردم یک روز چشمم به وبلاگی با عنوان پر طمطراق "تارنمای رسمی انجمن شاعران وبلاگ نویس " خورد.کنجکاوانه مطالبش را خواندم که عبارت بود از چند نثر بی سر وته عمودی به عنوان شعر  و چند متن کوتاه به عنوان مقاله و تحقیق.در مقاله !!!ای که به اندازه کمی بیش از نصف صفحه A4 نمی شد محقق فاضل چنین افاضه کرده بود که دلیل پدید آمدن مکتب وقوع همه گیر شدن همجنس گرائی در طبقه  شاعران بود که ادبیات و زبانی نو می خواست.

به عنوان کامنت برایش نوشتم که بررسی و تحلیل مکتبی چون مکتب وقوع چیزی نیست که در یک متن نیم صفحه سر و تهش به هم آید و فرو کاستن آن به مسئله هم جنس گرائی اگر شرم آور نباشد حد اقل خیلی ساده انگارانه است.

روز بعد کامنتی از طرف محقق مذکور  به اندازه یک صفحه تمام A4 برایم ارسال شده بود که جناب علامه هر فحش و توهین که بلد بود به من نسبت داده بود که مودبانه ترینشان نسنجیده گوئی ،بی منطقی بود.اولا حضرتشان بسیار ناراحت شده بود که بنده به چه حقی و با چه صلاحیتی  در مورد مطلب وزینشان اظهارنظر کرده ام و در آخر برای فهم و درک من متاسف شده بود.

در پاسخش نوشتم که کاش این حوصله ای را که برای فحش دادن مبذول داشه اید صرف نوشتن آن مقاله می کردید که لااقل الآن آن مقاله به اندازه دو  و نیم برابر اندازه فعلی بود.


نظر دوست عزیزم مسعود ناظم الرعایا را در ادامه مطلب می خوانید:

در دنیای مجازی فارسی که هر روز هزاران وبلاگ سر بر می کنند و صدها وبلاگ تعطیل می شوندباید به اقبال خود بنازم که توانسته ام وب ارزشمندی را بیابم که اکنون به خجستگی و فرخندگی پنجمین سال پایایی اش را جشن گرفته است و این ممکن نمی شد اگر کوشش و تلاش و پشتکار راثی پور عزیز نبود.
زایش مبارک وبلاگ از هر دری سخن در این سال با روز مرد مصادف شده است.من روز مرد را به راثی پور گرامیم شادباش گفته بودم و اکنون بر خویشتن می بالم که  می توانم پایایی پنج ساله تارنمایش را نیز شادباش بگویم.
در دنیای وب فارسی که  فضایی هست که بتوان گفت و مهمتر از آن شنید مایه ی خرسندی است که سعه ی صدر مثال زدنی راثی پور ما،فضای وبلاگ از هر دری سخن  را گسترش داده است.بنده ی کمترین که دوستدار ادبیات راستینم  و به اشعاری بها می دهم که حرفی برای گفتن دارند و سفره ی اندیشه ی ما را غنی می کنند ،برایم خواندن وبلاگ راثی پور ارجمند از آن دسته اموری است که نمی توان نادیده گرفت.شاعر می سراید تا شنیده شود و مرگ تدریجی او زمانی است که حرفها و شعرهایش در سینه بماند و شنونده ای نداشته باشد.هنر مند به دنبال بروز است و هنرمند راستین همواره به روز است.راثی پور گرامی با سروده هایش و برگزیدن نوشته هایش به ما  یاد می دهد که جهان زشت را زیبا ببینیم و بر این باور باشیم که امید هرگز نمی میرد.
راثی پور گرامی ما به ما یاد می دهد که اخلاق را پاس بداریم و به پیش کسوتهامان بها دهیم.خانه ی بی پیر بی بنیاد است.بار دیگربه فرخندگی و خجستگی پنجمین سال وبلاگ از هر دری سخن را شاد باش گفته و آرزو مندم این مرد دانشی بیش از پیش بکوشد و همه ی  ما را بر سر سفره ی رنگین طبعش هماره میهمان بدارد. دیر زیاد و شاد زیاد آن بزرگ خداوند. بمنه و کرمه

[ دوشنبه 15 خرداد‌ماه سال 1391 ] [ 06:08 ب.ظ ] [ . ] [ نظرات (22) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
لینک دوستان
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 163438