X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1391 @ 01:41 ب.ظ

خواندنی ها۱۴

۱

      ناصر الدین شاه در بازگشت از سفر فرنگ باز هم بلژیک را به لفظ عوام بلجیک می خواند.روزی یکی از نزدیکان شاه که دقت به خرج می داد در فرصتی مناصب معروض داشت که در شان شاه یک مملکت نیست که مثل عوام کالانعام صحبت کند.شاه بدون اینکه جوابی به او دهد یکی از درباریان را فراخواند و گفت فردا شب به آشپزت بگو که بلجیک پلو بپزد که فردا مهمان شما خواهیم بود.مرد درباری از اینکه چنین سعادتی نصیبش شده بسیار مشعوف شد و تعظیمی بلند بالا کرد و عقب عقب دور شد.آنگاه شاه برگشت و به فرد اشکال گیرنده گفت: دیدی ! من رعیتی می خواهم که وقتی فرمان شاه را شنید تمجمج نکند.اگر امروز رعیت تلفظ صحیح بلزیک را یاد بگیرد فردا از ما پارلمان و حقوق رعیتی آنجا را طلب می کند!

۲

 

ایرج پزشکزاد  -نویسنده   کتاب معروف دائی جان ناپلئون -در خاطراتش نوشته است که در سالهای ۳۲ و پس از کودتا در دادگستری تازه کار پیدا کرده بود و در اطاقی که می نشست به خاطر برخورد لباسش با دیوار همیشه لباسش گچی می شد.یکبار مقوائی تهیه کرد و پیشخدمت را فرستاد تا چند پونز بیاورد تا به محل تکیه دادنش مقوا را بچسباند..روز اول پیشخدمت پونز را پیدا نکرد.ناچار روز دوم با نامه به نزد رئیس  شعبه  فرستاد.رئیس دادگستری حرصش را سر پیشخدمت خالی کرده بود و گفته بود که هرکه پونز می خواهد باید از جیب مبارک خرج کند و اداره برای این ولخرجی ها پول اضافی ندارد.

 پزشکزاد برای اینکه حال رئیس را بگیرد  فکری به ذهنش می رسد .  پونز های تمثال همایونی را که چند روز پیش همین رئیس پائین آورده و گفته بود برو که بر نگردی  و اینک فقط  عکسش را چسبانده بودند  بر می دارد تا تصویر کج شود  و سپس نامه ای با این مضمون می نویسد که چون پونز تمثال همایونی کنده شده و تصویر ایشان کج مانده است این نامه نوشته شده است.چنانکه جناب رئیس با ولخرجی مخالفند کتبا پاسخشان را بنویسند تا به مراجع بالاتر اطلاع داده شود که چسباندن پونز به عکس شخص اول مملکت ولخرجی ست!.همین سبب شد که خود رئیس با یک جعبه پونز به خدمت نویسنده رسید و سعی کرد از دلش این قضیه را در آورد.



۳

روزی اسد الله علم سند آماده شده  یکی از کاخهائی که تازه در جزیره کیش ساخته شده بود تقدیم شاه کرد و گفت که چقدر برای آماده شدن این سند دوندگی کرده است.

شاه با بی تفاوتی سند را گرفت و به گوشه ای پرت کرد و گفت: بیخود کرده ای.همه خاک ایران ملک طلق من است.



۴


یکی از ویژگی های خلخالی اعمال خلق الساعه ای بود که گاها از او سر می زد. در اوائل انقلاب که یاسر عرفات به ایران آمده بود بسیاری از مسائل مورد اختلاف میان ایران و همسایه های عرب مطرح شد .یکی نیز در مورد نام خلیج فارس بود  که کشورهای عربی خلیج عربی می خواندند.دفعتا ابتکاری به ذهنش  رسید و سخنرانی مبسوطی کرد که از رادیو پخش شد و گفت  چون اهمیت این مسائل در مقایسه با وحدت مسلمین ناچیز است پیشنهادمن این است که از این به بعد این خلیج را نه فارسی و عربی بلکه خلیج اسلامی بنامیم.فردای این سخن رانی سیل اعتراض از طرف ملی گرایان افراطی و دولت موقت به سوی او سرازیر شد که شما از کیسه که می بخشید !

نظرات (18)
اوکتای
یکشنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 09:35 ب.ظ
سلام

بابا اینجا مگه وبلاگ ادبی نیس

واسه چی برا ما تاریخ می نویسی
امتیاز: 0 0
مریم صا بری
دوشنبه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 01:32 ق.ظ
سلام بر شما...

از خواندن مطالب جالبتان کمال استفاده را بردم.

مانا باشید استاد.
امتیاز: 0 0
حسین شیردل
دوشنبه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 04:34 ق.ظ
سلام

با یک غزل بروزم

[گل]

امتیاز: 0 0
لطف اله
دوشنبه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 10:04 ق.ظ
به قول خاقانی بزرگ
دندانه هرقصری پندی دهدت نونو پندسردندانه بشنو زبن دندان
تاریخ پراز پند و عبرت برای پندگیرندگان است
امتیاز: 0 0
باران
سه‌شنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 12:33 ق.ظ
درود جناب دکتر
همیشه در این خانه مطالب ارزنده ای برای خواندن هست.
سپاس از حضور سبزتان.
پاینده باشید در پناه حضرت دوست.
امتیاز: 0 0
Pamej
سه‌شنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 12:46 ق.ظ
درخور تامل بود
امتیاز: 0 0
انجمن ادبی دلیجان
سه‌شنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 12:12 ب.ظ
سلام.
شهرشعر با غزلی از آقای محمد زارعی به روز است.
منتظر شما هستیم.
.
.
.
امتیاز: 0 0
سید محمدرضا هاشمی زاده
سه‌شنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 05:26 ب.ظ
ایام فاطمیه بشما عزیز بزرگوار تسلیت

...گوهــــــر پهلوشکسته

ای زهره ی حق .با نوی پهلو شکسته.
.
....ای نام تو بر تار ِک عالـــــم نشسته

نام بلنــــدت چــلچـــــراغ آسمانهــــا

..ای اشکهایت مرهم دلهای خسته

ریــــزد ز ابـــــر دیده ی بـــارانی تــــو

صدها ستاره در دلشب دسته دسته

تو با علی چون بلبل وگل در گلستان

.ازخار وخاشاک زمین دامن گسسته

دستاس تو این چرخ گردون ومیگشت.

در دستهای مهــــــربان پیــــنه بسته

جانـــم فـــــدای آن دل دریـــایی تــــو.

ای مـــادر افسرده ی پهـــــلو شکسته
...............
سلام بزرگوار صمیمی
...........
شهادن مظلومانه بی بی دوعالم کوثر ولایت حضرت فاطمه اطهر س...بشما دوستدار اهل بیت تسلیت
زن بود ولی زمــــردها بالاتر.....فریاد وی از نبردها بالاتر
پنهانی ِ قبر فاطمه در عالم....از جمع تمام دردها بالاتر.....هاشمی زاده
..................
از این که در این عصر بی تکیه گاهی..فراموشم نمی فرمائید..سپاسگزارم...واگر به علت عدم صحت کامل وفرصت کافی نتوانستم نقدی در خور آثار ارزشمندتان داشته باشم پوزش می خواهم....ذوستی ات در سال جدید مستدام.. در همه حال..به دعای خیرتان محتاجم
امتیاز: 0 0
دردانه
سه‌شنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 07:08 ب.ظ
سلام و درود استاد ارجمند

خواندنی های بی نهایت ارزشمندی را خواندم .....سپاس فراوان
امتیاز: 0 0
سلام
چهارشنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 05:46 ب.ظ
سلام آقای دکتر.
مثل همیشه بهره ی دیگر داشت.
با عرض تسلیت به مناسبت این ایام.
امتیاز: 0 0
روح الله احمدی/ بلبل
چهارشنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 06:26 ب.ظ
سلام
ممنون از شما و نوشته های زیباتون
آقا تشریف میارید نمایشگاه
امتیاز: 0 0
حسین ارزو
چهارشنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 08:40 ب.ظ
سلام.دکتر یاشا.
امتیاز: 0 0
علی حیدری
پنج‌شنبه 7 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 06:29 ب.ظ
سلام بر استاد عزیزم
بسیار عالی بودند. اشراف بر تاریخ شما قابل تحسینه و به اشتراک گذاشتن آن با دوستان هم بزرگواری و لطف شماست. ولی ئر پاسخ به اوکتای عزیزم عرض کنم که هرچه توضیح داده بشه که بررسی و مطالعه ی تاریخ مهمه باز کمه و در آخر بهدشعر رودکی بزرگ میرسیم که :
هرکه نامخت از گذشت روزگار
هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار

همیشه در وبلاگتان مطالب وزین و ارزشمندی میخوانم و یاد میگیرم و قلبا بابت دوستی با شما خداوند را شاکرم. دست مریزاد در انتخاب های زیبایتان. شاداب بمانید.
امتیاز: 0 0
سجاد
پنج‌شنبه 7 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 09:45 ب.ظ
سلام...
اللهم صل علی محمد و ال محمد
[گل][گل][گل]
امتیاز: 0 0
اوکتای
پنج‌شنبه 7 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 10:57 ب.ظ
سلام

با دی÷لمات شناگر به روزم

راستی لینک منو عوض کن تا لینکت کنم
امتیاز: 0 0
کنج نشین
یکشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 12:52 ق.ظ
سلام استاد

مشخص است برای گردآوری تلاش فراوان نموده اید
امتیاز: 0 0
بیشعوری
یکشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 02:53 ب.ظ
لذت بردم. ممنون از وقتی که گذاشتید و حکایات جالبی که نوشتید.
ولی خداییش ناصرالدین‌شاه خیلی زرنگ بوده. البته به پای اون پزشکزاد نمی‌رسید. کلاْ عاشقشم.
خلخالی هم که ....
امتیاز: 0 0
مسافر
جمعه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 04:23 ب.ظ
مطالب جالبی بود لذت بردم..خوشحال می شم تبادل لینک داشته باشیم...
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد